home contact sitemap
يكشنبه, 2 آذر, 1393

شهید سرلشکر موسی نامجوی

پيام حضرت امام خميني (ره):

با كمال تأثر و تأسف خبر دلخراش سانحه هوايي يك فروند هواپيماي نيروي هوايي كه حامل شهدا و مجروحين جنگ اخير بود و منجر به شهادت جمعي از خدمتگزاران به اسلام و ملت شهيد پرور ايران گرديد كه در بين آنان تيمسار سرلشكر ولي الله فلاحي، تيمسار سرتيپ نامجو، تيمسار سرتيپ فكوري و آقاي كلاهدوز بودند، واصل گرديد.

 اينان خدمتگزاران رشيد و متعهدي بودند كه در انقلاب و پس از انقلاب با سرافرازي و شجاعت در راه هدف و در حال خدمت به ميهن اسلامي به جوار رحمت حق تعالي شتافتند.

اميد است كه پس از پيروزي شرافت آفرين براي ملت و پس از زحمات طاقت فرسا در راه هدف و عقيده، روسفيد و سرافراز به پيشگاه مقدس ربوبي وارد و مورد رحمت خاصه واقع شوند.  

موسي نامجو در 26 آذر ماه 1317 در محله کوليور بندر انزلي به دنيا آمد؛ در سال 1337 به عنوان يکي از بهترين شاگردان، ديپلم رياضي گرفت و وارد دانشکده نقشه برداري دانشکده افسري (امام علي) گرديد و با مدرك ليسانس نقشه برداري (درجه ستوان دومي) در سال 1340 از دانشکده افسري فارغ التحصيل شد.

وي به زبان‌هاي فرانسه و انگليسي آشنايي داشت و در زمان پيروزي انقلاب، عضو هيئت علمي دانشكده افسري بود و پس از پيروزي انقلاب اسلامي به سمت فرماندهي دانشكده منصوب شد و پس از شهادت دكتر چمران به عنوان نماينده امام (قدس سره) در شوراي عالي دفاع منصوب گرديد و به اندازه‌اي با امام (ره) محشور بود كه امام او را سيد موسي خطاب مي‌كردند؛ پس از آن به عنوان وزير دفاع به كابينه شهيد باهنر راه يافت.

سيدموسي نامجو،‌ در سال 49 ازدواج كرد؛ ثمره اين وصلت 3 فرزند (2 پسر و يك دختر) است. دو فرزند شهيد نامجو پزشك هستند.از سال 50 كه فعاليت سياسي به ويژه براي ارتش خطرناك بود. شهيد نامجو نوارها و اعلاميه‌هاي امام را پخش و جابجا مي‌کرد.

نامجو در دانشكده افسري پس از پيروزي انقلاب كه محل ضدانقلاب شده بود، با قدرت دانشكده را آنچنان تصفيه و بازسازي كرد كه به صورت دانشكده‌اي مكتبي و اسلامي درآمد.

در زمان نخست وزيري شهيد رجايي، وقتي پيشنهاد پست وزارت دفاع را به او دادند، گفته بود، اجازه دهيد در دانشكده افسري بمانم، چون اگر دانشكده افسري درست شود، به منزله «فيضيه» ارتش خواهد شد و ارتش شما را درست خواهد كرد.شهيد رجايي ضمن تجليل از او، پست وزارت دفاع را به ديگري واگذار كرد.

نامجو در کنار حفاظت از دانشکده افسري به فکر تأسيس يک ارتش مذهبي – ملي بود و با کمک شهيد کلاهدوز و شهيد محمد منتظري و شهيد اقارب پرست هسته اوليه سپاه پاسداران را پي‌ريزي کردند و شهيد کلاهدوز را از ارتش منفک و به مسئوليت سپاه پاسداران گماردند. نامجو با 15 سال تجربه تدريس در دانشکده افسري، به همه مقررات دانشکده آشنا بود و وقت آن رسيده بود که آرزوي ديرينه خود يعني ساختن ارتش متعهد را جامعه عمل بپوشاند.

او ابتدا براي دانشکده اساسنامه‌اي نوشت که شامل سه بخش عمده بود:1- اصلاح کادر عملي و فرماندهي، 2- اصلاح نظام پذيرش دانشجو، 3- اصلاح نظام آموزشي.

يکي از مشکلاتي پيش روي نامجوي و يارانش،فعاليت پرسنل نظامي در گروه‌هاي سياسي بود. اين مشکل با پيام تاريخي امام (ره) از بين رفت و مساله گروهک‌ها و وابسته بودن نظاميان به گروهک‌هاي سياسي خاتمه يافت.

نامجو با تمام مسؤوليت‌هايش در دو جبهه نظامي و فرهنگي مي‌جنگيد، کار نظامي او سازمان دادن به ارتش و مسائل ملي و فرماندهي دانشگاه افسري بود و بخش فرهنگي او تدريس در مدارس عالي (پلي تکنيک تهران و مجتمع آموزشي انقلاب) بود که هر دو را به موازات هم انجام مي‌داد.

نامجو نهايت سعي خود را در بالا بردن افکار سياسي دانشجويان به طور صحيح به کار بست و براي آن که دانشجويان را با عملکرد استعمارگران آشنا نمايد از دکتر مدني درخواست کرد تاريخ سياسي معاصر را که شامل واقعيت‌هاي تاريخي 200 ساله گذشته ايران بود تأليف و تدوين کند.

 اين کتاب با پيگيري مداوم شهيد و به همت دکتر مدني در سه جلد منتشر شد و جزو درس‌هاي دانشگاه افسري شد.

اگرچه نامجو در دوران کوتاهي بعد از انقلاب حضور داشت ولي امروز ردپاي او در همه جاي ارتش و وزارت دفاع جلوه گر است و اين که امروز دانشکده افسري سابق به دانشگاه افسري يا فيضيه ارتش تبديل شده است يادگاري از آن بزرگوار است که محيط آموزشي ارتش را به فيضيه ارتش يا مدرسه عشق تبديل کرد و چراغ اين مدرسه عشق هرگز خاموش نخواهد شد.

بعد از پايان موفقيت‌آميز عمليات ثامن‌الائمه، 5 تن از فرماندهان رده بالاي ارتش و سپاه جهت تقديم گزارش به امام خميني (قدس سره) عازم تهران مي‌شوند و به اين منظور يك فروند هواپيماي سي – 130 در ساعت 43: 18 با 40 نفر سرنشين و 27 مجروح و 32 نفر شهداي عمليات ثامن‌الائمه از فرودگاه اهواز به مقصد تهران به پرواز درمي‌آيد.

هواپيما در ساعت 59: 19 روز 7 مهرماه در 17 مايلي فرودگاه مهرآباد تهران در جنوب غربي كهريزك دچار سانحه مي‌شود و به علتي نامشخص هر چهار موتور هواپيما هم زمان خاموش مي‌شوند.

خلبان تلاش مي‌كند، هواپيما را در همان منطقه به زمين بنشاند. چرخ‌هاي هواپيما به وسيله دستگيره دستي باز مي‌شود و هواپيما در زمين ناهموار فرود مي‌آيد و پس از طي مسافتي نزديك به 270 متر در نقطه‌اي متوقف و بال چپ هواپيما به زمين اصابت مي كند. هواپيما متلاشي شده و آتش مي‌گيرد كه در نتيجه 49 نفر از سرنشينان هواپيما از جمله سرلشكر سيد موسي نامجو وزير دفاع، سرلشكر فلاحي جانشين رئيس ستاد مشترك ارتش، سرلشكر فكوري مشاور جانشين رئيس ستاد مشترك ارتش،سرلشكر كلاهدوز قائم مقام سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و سرلشكر جهان آرا فرمانده سپاه پاسداران خرمشهر و آبادان شهيد شدند.